عمو و دوست عمانوئيل بن سليمان‌، درحدود 1292 در رم زاده شد، چندي در دربار روبر آنژويي (شاه‌ناپل 1310 ـ 1343) برآمد، پس از سال 1350 در رم درگذشت‌.
موسي ريتي (1380 ـ بعد از 1460) گفته است كه يهودا بن موسي شاه روبر را در خواندن‌ عهد عتيق به زبان عبري كمك مي‌كرد.
مهم‌ترين كارش ترجمه از لاتيني به عبري و هدف اصلي‌اش انتشار معلومات فلسفي در ميان‌ يهوديان بود. او از نخستين كساني بود كه ارزش منابع لاتيني را دريافت‌. آثار زير را ترجمه كرد:
1. كتاب العلل منسوب به ارسطو (پنجم ـ 2، مقدمه 1، 392)، را پيش از سال 1328 به عبري‌ ترجمه كرد و اين ترجمه احتمالاً از روي ترجمه‌ٴ لاتيني ژرار كرمونايي انجام گرفت‌. قبلاً هلال بن‌ سموئيل (سيزدهم ـ 2)، و حتي زرحيا بن اسحاق بن شلتيل (سيزدهم ـ 2)، آن را مستقيماً از عربي به عبري ترجمه كرده بودند. اين بسيار جالب است‌، چون زرحيا و هلال هر دو در ايتاليا، حتي در رم مي‌زيستند.
2. بوئتيوس (ششم ـ 1): درباب واحد و توحيد.
3. ابن رشد (دوازدهم ـ 2): جواهر افلاك‌، احتمالاً از روي ترجمه‌ٴ لاتيني‌، مايكل اسكات‌. (مقدمه 2، 1436).
4. توماي آكويني (سيزدهم ـ 2): رد امم ضاله‌، پيش از سال 1328.
هم‌چنين متون كوتاهي از توماي آكويني‌، آلبرت كبير، اجيديوي رمي‌، و غيره‌.
 نوشته‌هاي خود او شامل تفسيرهايي بر عهد عتيق‌، بر ادعيه‌ٴ يهود، بر مِشنه توره ابن ميمون و احتمالاً بر سِفْرقبالايي رابي پِرِز بن اسحاق كُهِن است‌. او هم‌چنين يك واژگان عبري‌ـ ايتاليايي‌ اصطلاحات فلسفي تأليف كرد، كه حاوي بحث در مسائل فلسفي و جهان‌شناسي است‌.

حِزِقيا بار حَلَـفته‌

حِزِقيا بار حَلَـفته هه - زَرميل (؟) مترجم لاتيني به عبري كه در حدود 1320 برآمد.
او در آن سال شرحي بر رساله در منطق پدروي اسپانيايي (سيزدهم ـ 2)، را به عبري ترجمه‌ كرد و مقدمه‌ٴ جالبي بر آن نوشت‌. در آن شرح از اسحاق اسرائيلي‌، ابن جبرول‌، ابن رشد، ابن‌ ميمون و موسي بن تبّون نام برده شده‌. معلوم است كه اصل آن لاتيني بوده‌، چون ابن جبرول در آن به‌صورت ابي سبرون‌1 برگردانده شده‌!
حلفته (و تبديلات آن از قبيل تحلفه‌) از نام‌هاي بسيار كهن يهودي است كه اغلب واعظان و معلمان به‌كار مي‌بردند (سده‌ٴ اول تا ششم‌).


Abi Sumron (Avicebron) .1